بر قله های انتظار

شماره 13 ۱۳۹۳/۰۳/۰۹ ۶
بر قله های انتظار

بر قله های انتظار

«بیا بزرگ بمیریم تا زیان نکنیم                               که سود در سفر مرگهای کوچک نیست»

شهید چمران مجاهدی که بزرگ بود، بزرگ مرد و بزرگ بودن، بزرگ شدن و بزرگ مردن را به تمام آنها که تشنه بزرگ بودن و بزرگ مردن هستند، آموخت. و بزرگی جز در انتظار مردی از تبار علی علیه السلام است که هستی در انتظار اوست؟

انتظار چارچوب و مختصات خاصی دارد که در آیات و روایات به آنها اشاره شده؛ چنانچه پیداست انتظار را می توان اصلی ترین و تنها وظیفه و نشانه یک مؤمن برای تحقق وعده حق خداوند متعال دانست چرا که تمام اعتقادات، رفتارها و زندگی یک مؤمن را در بر گرفته و تحت تأثیر قرار می دهد؛ بی دلیل نیست که معصوم علیه السلام آن را برترین اعمال دانسته و بدان سفارش فرموده است. «مفهوم انتظار جزء لاینفک ایمان است و نمی توان فردی را یافت که مؤمن باشد و منتظر نباشد یا فردی را منتظر یافت که مؤمن نباشد. پس مؤمن منتظر است و تمامی صفات و ویژگیهای انسان منتظر را دارد. با این حساب باید بپذیریم که دین بدون لحاظ مفهوم انتظار هویت و اعتبار ندارد.»(۱)

نکته اساسی این است که انتظار نه تنها در اعتقادات بلکه در متن زندگی مؤمن نیز باید نمود داشته باشد، و در حقیقت منتظر حقیقی کسی است که بودن در کنار او حس کردن، لمس کردن و دیدنِ تلاش برای زمینه سازی به منظور تحقق حکومت جهانی پروردگار است. شهید چمران کسی است که بایسته های انتظار حقیقی را در تمام زندگیش می توان تطبیق داد. البته می توان حیات این شهید بزرگوار را به چند دوره تقسیم کرده، بهتر بررسی نموده و افکار و روحیات و ویژگیهای او را در زندگی امروزه -که نیاز شدیدی به وجود چنین انسانهایی احساس می شود- کاربردی کرده و از او تأثیر پذیرفته و الگو گرفت. او کسی است که تشکیلات کفر نتوانست نور ایمان او را بگیرد و بلکه او با داشتن بهترین امکانات به درجه ای از خودسازی رسید که دنیا در مقابل دیدگانش پشیزی نیرزید و لهو و لعب دنیوی نتوانست او از از اهداف متعالیش بازدارد. و حتی علم او برایش حجاب نشد.

نمونه هایی از ویژگیهای یک منتظر:

– خودسازی و جهار اکبر: «برپایی امر خدا در گرو حضور مردانی است که به پیشواز گرفتاریها بروند. امر خدا مردانی پاکباخته می خواهد که گاهِ پایمردی در راه خدا و ارزشهای عالی انسانی، محبت شهوات از زن و فرزند گیرند تا زر و زیور و مال و منال در چشمشان خرد آید.»(۲)

«انتظار، انسان را در دو جبهه به مجاهده وا می دارد: در جهاد نفس و جهاد با دشمن خارجی. منتظِر خود را با اهداف منتظَر از جمله سامان دادن کجیها و نادرستی ها هماهنگ کرده و در خودسازی تلاش می کند. هیچ عاملی به اندازه انتظار سازندگی ندارد.» (۳) این خودسازی ها لاجرم منجر به خودشناسی شده و در مسیر انتظار، برنامه ای مدوّن فراروی فرد به منظور تلاش برای شکوفایی استعدادهای فطری اش قرار می دهد که در نتیجه، شخص آمادگی لازم برای زمینه سازی و نقش در تحقق ظهور را در خود می یابد. خودسازی یکی از مهم ترین و شاید اولین و مهم ترین شرط لازم برای زمینه سازی برای وقوع ظهور و نزدیکتر ساختن زمان آن باشد. «آماده نبودن مردم در امت اسلامی برای پذیرش و تحقق فلسفه امامت یکی از عوامل اصلی غیبت است. وقتی در مأموم تغییر لازم حاصل شود زمینه ظهور فراهم خواهد شد. جامعه فاقد اراده اصلاح، زمینه پذیرش امام را ندارد. اراده اصلاح زمانی پدید می آید که مجموعه ای از ویژگی ها (نظیر آمادگی مردم برای بذل جان در راه برپایی امر خدا) در میان افراد جامعه ایجاد شود.»(۴)

آنچه از احادیث و روایات منسوب به معصومین علیهم السلام برمی آید، انسانِ منتظر تکاپو دارد، راکد نیست، برای بزرگتر شدن روح و قلبش تلاش می کند و در این تلاش هر ثانیه از عمرش را مشغول خودسازی است و به ارتقاء ظرفیت خود و دیگران برای زمینه سازی ظهور می اندیشد. در این احادیث یک نقشه راه و یک نوع برنامه جامع خودسازی برای تحقق امر خدا ارائه شده. با مطالعه زندگی شهیدان و تطبیق اینگونه موارد با حیات طیبه شهدا و مقایسه آن با زندگی انسان گمشده امروز، می توان الگویی زنده و عینی از یک منتظر حقیقی و سرمشقی برای انسانی که «از بودن و ماندن خود خسته است» ارائه نمود.

خودسازی انسان را به پرهیزگاری و تقوا رهنمون می شود. «پرهیزکاران در دنیا دارای فضیلتهای برترند، سخنانشان راست، پوشش آنها میانه روی، راه رفتنشان با تواضع و فروتنی است. چشمان خود را بر آنچه خدا حرام کرده می پوشانند و گوشهای خود را وقف دانش سودمند کرده اند. در روزگار سختی و گشایش حالشان یکسان است. خدا در جانشان بزرگ و دیگران کوچک مقدارند. دلهای پرهیزگاران اندوهگین، مردم از آزارشان در امان، تن هایشان لاغر و درخواستهایشان اندک و نفسشان عفیف و دامنشان پاک است.»(۵) بی شک برای رسیدن به این مرحله نیاز به یک خودسازی جدی است تا آنچه قلب مؤمن اراده کرده در اعضا و جوارح و تمام زندگیش اجرا شده و او را به حیات طیبه که رضایت امام زمان را نیز در پی دارد، برساند. خودسازی انسان را به نقطه ای می رساند که هرگاه بین دو امر خدایی و دنیوی قرار گرفت خدا را انتخاب کند و بلکه در هر امری و موقعیتی بهترین را انتخاب کند و به فرمایش حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه ۲۲۲ ذکر خدا را به جای دنیا برگزیده هیچ تجارت یا خرید و فروشی او را از یاد خدا باز ندارد، و با این که در دنیا زندگی می کند با این حال گویا آن را رها کرده و به آخرت پیوسته است.

شهید چمران، کسی که «مرد خدا» لقب گرفت به مرحله ای از خودسازی و یقین رسید که توانست از تمام لهو و لعب دنیا بگذرد و در مسیر زندگیش گزینه ای را انتخاب کرد که او را هر لحظه به رضایت خداوند نزدیکتر ساخت. آن چه شهید چمران را به این نقطه رساند بصیرتی بود که در سایه نیروی فرقانِ ناشی از یک خودسازی عمیق و داشتن پشتوانه تقوا، او را رها نکرد. «آنچه شهید چمران به واسطه آن ظهور کرد، نوعی خودسازی درونی بود. همیشه و با یک انگیزه کاملاً اعتقادی و قربه الی الله مسیر پیش رویش را انتخاب می کرد. تمام مقدماتی را که برای رسیدن به اهدافش لازم می دید، برای خودش فرض می کرد و آن را مهیا می کرد.» (۶) این خودسازی عمیق درونی را که برای خود نهادینه کرده بود، در تمام لحظات زندگیش به روایت دوستان و نزدیکانش به وضوح می توان دید: این عینیت یافتن خودسازی و دین باوری و دین یاوری و دینداری نیازمند رعایت کوچکترین موارد در این عرصه است و عمل به دانسته ها؛ تا بتواند راه را برای دریافت بیشتر علم و حکمت و یقین و ثبات قدم در این مسیر هموار سازد، مواردی مانند: حساس بودن به حق الناس، وفای به عهد، کظم غیظ، حسن خلق، تحمل بیخوابی ها و گرسنگی ها، ساده زیستی و بسیاری از نمونه های دیگر که در کتابها و خاطرات مربوط به وی منتشر شده است.

او سعی می کرد تمام استعدادهای خدادادی اش را تحقق بخشد و در این مسیر موفق شد. او شأن خود را شناخته بود و می دانست باید چه کند و چه مسئولیتی را بر دوش او نهاده اند، به لهو و لعب دنیا خود را نیالود تا پرورش یابد چرا که «دنیا میدان بزرگ آزمایش است … هر کس به شأن خود به چیزی می پردازد ولی کسانی یافت می شوند که سوزی در دل و شوری در سر دارند که با این بازیچه ها راضی نمی شوند.» در یکی از یادداشتهایش در آمریکا نوشته که «عالم و مافیها مرا راضی نمی کند، از چیزهایی که دیگران به دنبال آن می روند بیزارم.»

مطالعه در زندگی شهید چمران نشان می دهد مؤمن دچار رکود و ناامیدی و پسرفت نیست، تمام امروزهایش از تمام دیروزهایش بهتر است چرا که از حوادث و از هر چیز حتی از رفتار و کردار خود عبرت می گیرد، مؤمن همیشه رو به جلوست، و بلکه رو به تعالی است. خدا را می بیند، درک می کند. غایت حیات را می فهمد و برای رسیدن به آن تلاش می کند و از پا نمی نشیند. و به خاطر این تلاش و از پا ننشستن و امید شاکر است، و می داند که تدبیر امورش به دست کسی است که فرموده زندگی مؤمنان را خودش اداره و هدایت می کند. در یکی از نوشته های شهید می خوانیم: «تو را شکر می کنم که از پوچیها، ناپایداریها، خوشی ها و قیدها و بندها آزادم کردی و مرا در توفانهای خطرناک حوادث رهایم ننمودی و در غوغای حیات در مبارزه با ظلم و کفر غرقم کردی، لذت مبارزه را به من چشاندی، مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی که سعادت حیات در خوشی و آرامش و آسایش نیست بلکه در جنگ و درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم و بالأخره در شهادت است. خدایا تو را شکر می کنم که به من نعمت توکل و رضا عطا کردی…» انسانی با این نگرش به مرحله ای می رسد که می نویسد: «اگر آسمان و زمین را به من ارزانی کنند تأثیری ندارد» به مرحله ای می رسد که مرگ برای او زیبا و دوست داشتنی می شود. در یکی از سفرهایش به یکی از مناطق لبنان برای تقسیم احتیاجات مردم و دیدن اوضاع مردم از نزدیک نوشته: «برای چنین سفری شخص باید وصیت نامه خود را بنویسد و آماده مرگ باشد، من نیز چنین کردم، ماههاست که چنین هستم و گویا حیات و ممات من یکسان است.»

خودسازی های باعث می شود انسان درد و رنج و غم را به جان بپذیرد و با آنها زندگی کند و دردمندیش را حفظ کند. درد و رنج مقدس انسان را پرورش داده و شکل می دهد و متعالی می سازد. آنچه در می یابیم این است که شهید چمران نسبت به این مسئله بینش عمیق داشته و اعتقادات والایی داشته است. به اعتقاد او «درجه شخصیت انسانها به اندازه غم و درد آنهاست.» چنانچه غم و درد وی نیز تلاش برای تحقق آرمانهای ناب ائمه اطهار علیهم السلام بوده است. به عقیده او «تحمل درد و غم و خطر و مصیبت در راه خدا مهم ترین و اساسی ترین لازمه تکامل در این حیات است. زندگی و خوشی در بی غمی و لذت و سلامت، امن و نعمت، آدمی را فاسد و منجمد و بی احساس می کند. درد دل آدمی را بیدار می کند، روح را صفا می دهد، غرور و خودخواهی را نابود می کند، نخوت و فراموشی را از بین می برد، انسان را متوجه خودش می سازد» و شهید چمران برای بزرگ تر شدن، همه «آزمایشهای دردناک و شکنجه های کشنده» را پذیرفت. در راه خودسازی و پیشرفت و تعالی باید از همه تعلقات گذشت. همه ما چمران را به «عبورهای» بزرگش می شناسیم: «می دانم که باید با همه چیز وداع کنم، از همه زیباییها، لذتها، دوست داشتن ها چشم بپوشم. باید از زن و فرزند بگذرم، حتی دوستان را نیز باید فراموش کنم، آنگاه در آن تنهایی مطلق خدا را احساس کنم ( او به خوبی دریافته که دنیا و مافیها همه تجلی ذات اقدس الهی است، و اصل، دیگری و جای دیگری است و دنیا جای ماندن نیست) باید از تجلیاتش درگذرم و به ذاتش درآویزم و در این راه هیچ همراهی ندارم، هیچ دستیاری ندارم، هیچ همدردی ندارم» و مؤمنین راستین همواره غریب بوده اند، گویا غربت همزاد آنهاست.

از امتیازات دیگر خودسازی برای فرد، خودشناسی است. در طول مسیر پی به قوّتها و ضعفهای خود می برد و در صدد برطرف نمودن نقصها و ضعفها و تلاش برای ثبات قوّتهای خود می نماید. مؤمن هر لحظه روحیات و اعتقادات و زندگی خود را با معیارهای سفارش شده می سنجد. در برخی نوشته های شهید چمران به این گونه موارد بر می خوریم که همواره و آگاهانه در جستجوی قوّتها و ضعفهای خود است: «هنوز در گوشه ای دلم خواهشهای پست مادی وجود دارد، هنوز دلم در گرو مهر همسرم می لرزد، هنوز یاد دردناک کودکان فرشته صفتم روح مرا سراپا مملو از درد و اندوه می کند. هنوز دست از حیات نشسته ام. هنوز از همه چیز به کلی ناامید نشده ام. هنوز یکسره پاک نشده ام. … با این که در حیات خود همیشه با او راز و نیاز می کنم. هنوز گرفتار زندان غم و اندوهم، هنوز اسیر خوشی و لذتم. کمند دراز آمال و آرزو بال و پرم را بسته، اسیر و گرفتارم کرده و با آزادی، آری آزادی واقعی خیلی فاصله دارم، ولی ای خدای بزرگ در همین مرحله ای که هستم احساس می کنم که تو مانند راهبری خردمند مرا پند و اندرز می دهی. در دنیا به چیزهای کوچکی خوشحال می شوم که ارزشی ندارند و از چیزهایی رنج می برم که بی اساسند، این خوشحالی ها و ناراحتی ها دلیل کم ظرفیتی من است.» از جمله نکات ظریفی که در نیایشهای شهید به چشم می خورد این است که او سعی نکرده خود را بفریبد؛ درجات و مقاماتی که به آنها رسیده حجاب و مانعی برای نادیده گرفتن و ندیدن ضعفهایش نشده، کاملاً مراقب وسوسه های شیطان و نفس است تا غرور و کبر و عجب او را اسیر نکرده و مانع رفتن و رسیدن او نشود.

منتظر با خودسازی باید به جایی برسد که جز خدا را نبیند، تا بتواند در موقعیتی که قرار دارد بهترین گزینه را انتخاب کند تا اگر لازم شد از خواسته هایش «عبور» کند.

– در روایات مختلفی با مضامین گوناگون آمده که پرخوری، پرخوابی و پرحرفی از آفات ایمان به شمار می رود و منتظر در قدم اول باید از این امور خود را مصون نگه دارد تا به خواست خدا حکمت و یقین و نور در قلبش جا گرفته و زندگیش رنگ و بوی حیات طیبه را بگیرد. در حدیثی امام صادق علیه السلام فرموده خوراک مؤمن مانند خوراک بیماران و خوابش مانند خواب غرق شوندگان است. خور و خواب اندک نه تنها انسان را مقاوم به شرایط سختی می سازد، بلکه روح و قلب او لطیف و رقیق می شود و مستعد و آماده دریافت حقایقی فراتر از این زندگی مادی می شود و انسان را با ابدیت و خیر و زیبایی محض پیوند می دهد تا آنجا که امر غیبت بر او سخت گران می آید و این ثقل و دلتنگی بر او وجوب آمادگی برای تحقق ظهور و زمینه سازی را آشکار می کند. اینگونه ساده زیستی و در بند خور و خواب نبودن، طبع انسان را پرورش داده و بلند می سازد. خاطراتی که از دوستان شهید نقل شده همگی به این سادگی و گاهی حتی گرسنگی ها و بی خوابیهای طولانی مدت او اشاره می کند. در یکی از نوشته های شهید نیز آمده: «خستگی برای من بی معنی شده است. بی خوابی عادی و معمولی شده. در زیر بار غم و اندوه گویی کوهی استوار شده ام. رنج و عذاب دیگر برایم ناراحت کننده نیست …» و اعتراف می کند که: «شاید از انسانیت خارج شده ام چون احساس و آرزویی مانند دیگران ندارم.» او از بند انسانیتی که در قفس تن، انسان را به اسارت خور و خواب و شهوت کشیده، رها شده است.

حضرت امیر علیه السلام در خطبه ۱۹۰ می فرمایند «پرهیزگاران، آنان در دنیا رفتارشان پاک، دیدگانشان گریان، شبهایشان با خشوع و استغفار چونان روز و روزهایشان از ترس گناه چونان شب می ماند»

زندگی شهید چمران را می توان آینه پرهیزگاران دانست که تمام صفاتی را که حضرت امیر برای آنان برشمرده می توان دید. پرهیزگاری نکته برجسته ای است که نشان از روح بلند اوست. «زاهدان گروهی از مردم دنیایند که دنیاپرست نیستند. در دنیا زندگی می کنند، اما آلودگی دنیا پرستان را ندارند. در دنیا با آگاهی و بصیرت عمل می کنند و در ترک زشتی ها از همه پیشی می گیرند. بدنهایشان به گونه ای در تلاش و حرکت است که گویا میان مردم آخرتند. اهل دنیا را می نگرند که مرگ بدنها را بزرگ می شمارند، اما آنها مرگ دلهای زندگان را بزرگ می دانند. پرهیزکاران در شب بر پا ایستاده مشغول نمازند. در روز دانشمندانی بردبار و نیکوکارانی با تقوا هستند. نفس خود را متهم می کنند و از کردار خود ترسانند. در دینداری نیرومند، نرم خو و دوراندیش اند. پرهیزکار را می بینی که لغزش هایش اندک، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراکش کم، دینش حفظ شده و خشمش را فرو خورده» (۷)

در یکی از نوشته های شهید می خوانیم: «خدایا به تو پناه می برم. مهر خود را آنچنان در دلم جایگزین کن که جایی دیگر برای عشق دیگران نماند. سراپای وجودم را آنچنان مسخّر اراده خود کن که به دیگری نیندیشم و محلی از اعراب برای اعمال دیگران نماند.» برای بروز اراده الهی در زندگی انسان، بی شک باید اراده شخص حذف شود. برخی از اعمال عرفا و علماء و اولیاء الهی خارج از درک و فهم ماست، فاصله توحیدی که ما به آن رسیدیم و می شناسیم با توحید این افراد بسیار بسیار زیاد است و قطعاً تا به مرحله ای خاص از زهد نرسیم، نمی توانیم به مرحله محبت و توحیدی آنان برسیم و در نتیجه فقط می شنویم چه می گویند و از درک سخنان آنان عاجزیم! مانند آنچه که در قضیه یکی از عملیات جنگ اتفاق افتاد(البته مضمون چنین است): وقتی که همسر شهید چمران از او درخواست کرد برای آزادسازی منطقه دعا کند جواب شنید شاید خواسته و اراده من به خواسته و اراده خداوند پیشی گیرد(۸).

– اخلاص: گفته شده «نخستین راه رهایی از تباهی دین اخلاص است.»(؟) اخلاص یعنی در قبال کاری که انجام شده انسان، منتظر مزد و پاداشی از جانب خدا یا هیچکس نباشد و بلکه کاری که انجام شده توفیقی از جانب خدا تلقی شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: در زمان غیبت کبری کسی بر دینش باقی نمی ماند مگر مخلصان. تنها آنها با روح و حقیقت یقین تماس دارند. اوج اخلاص را در نوشته های شهید چمران می توان یافت آنجا که می نویسد: «خدایا از آنچه کرده ام اجر نمی خواهم، آنچه داشته ام تو داده ای و آنچه کرده ام تو میسر نمودی.» شاید بتوان گفت اخلاص در آدمی در سایه زهد و صبر ایجاد می شود. علامه راغب اصفهانی در المفردات می نویسد: «حقیقت اخلاص عبارت است از تبری و دوری از هر چیزی غیر از خدای تعالی.» اینگونه اخلاص داشتن انسان را به یک صافی روح و زلالی قلب خواهد رساند، همان چیزی که او را مثل یک دریا بزرگ و آزام ببینیم، آرامشی که نشان از اتصال روحش به یک منبع عظیم قدرت و زنده ابدی است، آرامشی که اطمینان داده به او از عاقبت امور که خدا هست و می بیند.

– بصیرت: بصیرت و به تعبیری دیگر فرقان، نیرویی که به موقیت شناسی، دشمن شناسی و ابن الوقت بودن و مسئولیت پذیر بودن می انجامد. یک منتظر حقیقی مسئولیت پذیر است و برای به سرانجام رساندن مسئولیتش در قبال امام زمان ناگزیر باید خودسازی نموده و از نیروی تقوا برای رسیدن به فرقان مدد بگیرد تا بتواند با بصیرت کامل، یک دید جامع و کلی از موقعیت خود و جهان داشته، با ترسیم نقش خود در این نقشه، موقعیت شناسی و دشمن شناسی نموده و اولویت بندی کرده و در نهایت ابن الوقت باشد. «شخص منتظری که می خواهد از حضرت مهدی علیه السلام دفاع کند، باید دشمن و شگردهای او را بشناسد و بصیرتهای لازم را داشته باشد.»(۹)

«در بخشی از دعای عهد (والمسارعین إلیه فی قضاء حوائجه) از خدا می خواهیم که ما را از کسانی قرار دهد که در برآوردن خواسته های آن حضرت بر دیگران پیشی بگیریم. از این فراز دو نکته استفاده می شود: سرعت، خواسته های امام. سبقت در کار خیر ارزش آن را می افزاید مانند آنچه در آیه ۱۱۴ آل عمران آمده است(۱۰) سبقت در کار خیر و از دست ندادن فرصت یکی از تعالیم این دعاست برای زندگی مهدوی(۱۱) تأکید بر سارعوا (آل عمران/۱۳۳) و سابقوا (حدید/۱۲) نشان آن است که سرعت و سبقت در عبادت مایه کمال آن است.»(۱۲) حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «کسی که درِ نیکی و خیر بر او گشوده شود باید آن را غنیمت شمرد، چه نمی داند که چه وقت بر روی او بسته خواهد شد.» و نیز در حدیثی دیگر از ایشان به جناب ابوذر روایت شده : «ای ابوذر از تأخیر در عمل بپرهیز که امروز از آن توست و از فردا خبری نداری.» حضرت علی علیه السلام نیز فرموده اند: «در مبارزه با دشمن مراقب امکانات و فرصتها باش تا پیروز شوی.» به فرمایش امام حسین علیه السلام: «روا نیست مؤمن نافرمانی خدا را بنگرد و چشم بر هم نهد و آن را تغییر(!) ندهد.» و همچنین حضرت در فرمایش دیگر، دانایان را نکوهش می کند از این که برای رهایی انسانها و گرفتن حقوق آنان فداکاری نمی کنند و محرومیتها و نفی کرامت انسانها را می نگرند و دم بر نمی آورند.

«قیام امام از نظر جغرافیایی گسترده ترین جنبش هاست چرا که حکومت عدل آن حضرت جهانی بوده و همه زمین را در بر خواهد گرفت. برای پی ریزی حکومتی با این وسعت و عظمت، یاران آن حضرت باید ویژگیهای مناسب با این کار بزرگ را داشته باشند. اگر امام می خواهد جهانی را به معنویت و رشد برساند یاران حضرت نیز ایده هایی بزرگ، نگاهی جهانی و طرح و برنامه هایی فراگیر دارند.»(۱۳) «در این میان نمی توان نگاهی بسته داشت. وظایف ما جهانی است، شاهد این سخن، امام خمینی(ره) است که از روزهای آغاز نهضت خود جهانی اندیشید و برای همین از ابتدا نسبت به رژیم غاصب صهیونیستی موضع قاطع گرفت و این موضع را تا آخر و حتی در وصیتنامه شان نیز حفظ کرد.»(۱۴)

با نگاهی به روایات و احادیث نقل شده از بزرگان دین و ائمه اطهار علیهم السلام، دسته ای از روایات در مورد زمینه سازی بیانگر این است که شیعیان نباید در سرکوبی حکومتهای ظالم و ناعادلانه درنگ کنند (۱۵) شهید چمران تجسم عینی عهدی است که قلب و روحش با امام زمانش داشته. منتظر امام زمان نگران است، نگران مردمانی برای فراهم کردن حتی «یک تیر برای کمان». یک انسان منتظر به فراتر از خود و خودسازی رسیده و به درگاه خداوند عرضه می دارد که خسته است، دل شکسته است، مظلوم از ظلم تاریخ، پژمرده از جهل اجتماع. دردهای بزرگ شهید چمران نشان از روح بزرگ و افکار جهانی اوست. منتظر امام زمان در مقابل جهلی که اجتماع گرفتار آن است، بی تفاوت نیست بلکه برای رفع آن تلاش می کند. منتظر حقیقی عارفی است که حدود خود را در آفرینش شناخته و برای سرعت بخشیدن به زمان ظهور تلاش می کند تا غافلان را از خواب غفلت و جهالت بیدار کند. شهید چمران در برخی از نوشته هایش سخن از مأموریت به میان آورده، این مأموریت نشان از مسئولیت پذیری و مسئولیت خواهی اوست که روزی خداوند از عالمان عهد گرفته. «عالمان اسلامی چون پیشوایان خود وظیفه دارند به اصلاح همه امور جامعه دست بزنند و معاش و معاد مردم را به درستی تأمین کنند و هرگاه ظلم و ستمی در بخشی از برنامه های جامعه رخ داد در مقابل آن بایستند: ظلم اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و … این است جایگاه عالمان و قلمرو مسئولیت ایشان.» (۱۶) (توضیح اینکه: روابط انسانیت و حدود و وطن در اسلام و امت اسلامی به روشنی پیداست.) او در نوشته هایش به صراحت نوشته که «به سوی مهم ترین مأموریت ها می روم. من مسئولیت تام دارم که در مقابل شداید و بلایا بایستم، تمام ناراحتی ها را تحمل کنم، رنجها را بپذیرم، چون شمع بسوزم و راه را برای دیگران روشن کنم. به مردگان روح بدمم، تشنگان حق و حقیقت را سیراب کنم. ای خدای بزرگ اینها که از تو می خواهم، چیزهائیست که فقط می خواهم در راه تو به کار اندازم و تو خوب میدانی که استعداد آن را داشته ام. از تو می خواهم مرا توفیق دهی که کارهایم ثمربخش شود و در مقابل خسان سرافکنده نشوم.»

«از دیگر خصوصیات چمران تفقه در دین بود یعنی شناخت کافی، درست، دقیق و همه جانبه در دین و بعد شناختن وظیفه خود و تکلیفش در ارتباط با دین. که اگر قرار باشد پررنگ ترین محور زندگی شهید چمران را ترسیم کنیم شاید به این محور برسیم که تمام سلوک و سیره و ابعاد زندگی چمران از بدو زمانی که خود را شناخت، مسئله عمل صالح نبود بلکه مسئله احسن العمل بود.»(مهدی شجاعی) این موضوع باعث می شود که با تشخیص درست در منطقه ای که نیاز به اوست حضور یافته و انجام وظیفه نماید. زمانی لازم است برای گذراندن دوره های چریکی در مصر حاضر شود، زمانی در لبنان برای آموزش نیرو برای مقابله با اصلی ترین دشمن امام زمان و تربیت افرادی شجاع و مسئول برای روزهای سخت و دشوار، و زمانی حضور در ایران؛ که تمامی این موارد نیازمند دشمن شناسی و موقعیت شناسی دقیق است.

– شجاعت: یک مؤمن حقیقی و منتظر با داشتن بصیرت و بینش از مسائل زمانه، همواره در راستای حرکت انبیاء و اولیاء الهی است و با پرچم سرخ عاشورایی در مسیر انتظار، حرکتی سبز در پیش رو دارد و با شجاعت و آرامش مختص مؤمنین و مخلصین در پی برآوردن اوامر ولی معصوم است و طبق فرمایش معصوم علیه السلام، در راه اجرای امر خدا به سرزنش کسی نمی اندیشد و به جهت بردباریش بر خداوند منت نمی نهد. و به فرمایش امام سجاد علیه السلام دلش چون پاره های آهن شده. حضرت علی علیه السلام در تفسیر آیه ۵۴ سوره مائده می فرمایند اینان یاوران حضرت مهدی علیه السلام هستند که اهل جهاد و مقاومت و استواری اند. «در آیه ۱۴سوره صف نیز رسماً به انصارالله بودن دعوت می کند یعنی برای همیشه بر نصرت قانون و اولیاء الهی پایدار باشید.» (۱۷) ایمان و یقین یک منتظر همانگونه که چون نوری روشنی بخش مسیر اوست و در تاریکیها از لغزشهای او می کاهد، آرامشی عجیب به قلب او هدیه می دهد که با وجود ترسها و وحشتها وسختی ها در راه خدا از هیچ نمی ترسد و فقط به اجرای امر خدا می اندیشد و چمران اینگونه بود، چرا که «مرد خدا» بود. در نوشته ای از او آمده: «روزگار عجیبی است. ترور و وحشت بر همه جا حکومت می کند. به زور نیزه و گلوله انسانها را تسلیم اوامر و افکار خود می کنند و مردم نیز بوقلمون صفت در مقابل زور سجده می کنند … اما من، من دردمند … من در مقابل این دون صفتان، احساس قدرت و آرامش می کنم و اینان، چه دشمنان و چه دوستان تعجب می کنند که چطور ممکن است من این طور جسورانه در مقابل طوفان حوادث، قد علم کنم و امواج سهمگین مرگ را بر جان بپذیرم و اینچنین آرام و مطمئن لبخند بزنم.»

– شهادت طلبی: «میل به عاقبت خیری و شوق شهادت از ویژگیهای حیات و ممات مهدوی است. این فراز نشان از روح تسلیم و پذیرفتن حق و جان نثاری است.»(۱۸) در خطبه ۱۵۰ حضرت امیر علیه السلام می فرماید: «گروهی برای درهم کوبیدن فتنه ها آماده می شوند و چونان شمشیرها صیقل می خورند. دیده هاشان با قرآن روشنایی گیرد و در گوششان تفسیر قرآن طنین افکند.» امام صادق علیه السلام نیز در توصیف یاران حضرت می فرمایند: «آنان آرزو می کنند در راه خدا به شهادت برسند.» آنان که آرزوی شهادت دارند باطن این دنیا را شناخته و زمین برای آنان تنگ است و آسمان رحمتش را دریغ کرده و مردمان، نامحرمانی هستند در همسایگی. دست به قلم برمی دارد که: «دل دردمندم آرزوی آزادی می کند و روح پژمرده ام خواهش پرواز دارد.» و شکایت به درگاه خداوند می برد که: «محبوسم در زندان آهنین حیات.» او در طی مسیر سبز انتظار، همچون امام خویش شهادت را ترجیح می دهد و چنان می نویسد که: «خدایا تو را شکر می کنم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشودی تا هنگامی که همه راهها بسته است و هیچ راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده، دست به این باب شهادت زده و پیروزمندانه و پرافتخار به وصل خدایی رسید.» و او به مرحله ای رسیده که روسپید از تمام انتخابهایش، برای شهادت لحظه شماری کرده، وصیت می کند که: «خوشحالم که در چنین راهی به شهادت می رسم. خوشحالم که از عالم و مافیها بریده ام، همه چیز را ترک کرده ام و علایق را زیر پا گذاشته ام. قید و بند را پاره کرده ام و دنیا و مافیها را سه طلاقه کرده ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم. از این که به لبنان آمدم و ۵ یا ۶ سال با مشکلاتی سخت دست به گریبان بوده ام متأسف نیستم. از این که آمریکا را ترک گفته ام، از این که دنیای لذات و راحت طلبی را پشت سر گذاشتم، از این که دنیای علم را فراموش کردم، از این که از همه زیباییها و خاطره زن عزیز و فرزندان دلبندم گذشته ام، متأسف نیستم.»

منابع:

۱) صدوقی، علی. تعادل و تعالی ثمره سبک زندگی منتظرانه. دو ماهنامه فرهنگ و معارف مهدوی. آذر و دی ۱۳۹۲٫ ص ۳۹

۲) حاج محمدی، علی. تحول مأموم زمینه ساز ظهور. فصلنامه علمی تخصصی مشرق موعود. سال سوم. شماره دهم. ۱۳۸۸٫ ص ۱۸۵

۳) گنجی، حسین. آماده باش یاران امام زمان علیه السلام. طوبای محبت. ۱۳۸۴٫ چاپ سوم. ص ۱۵

۴) حاج محمدی، علی. تحول مأموم زمینه ساز ظهور. فصلنامه علمی تخصصی مشرق موعود. سال سوم. شماره دهم. ۱۳۸۸٫ ص ۱۵۳

۵) خطبه ۱۹۳ نهج البلاغه

۶) سیدمهدی شجاعی

۷) خطبه ۲۳۰ نهج البلاغه

۸) امیرکمالی، محمدمهدی. همایش ستارگان منتظر ۲٫ دانشگاه فردوسی مشهد. ۱۳۹۲

۹)قرائتی، محسن.. زندگی مهدوی در سایه دعای عهد. بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود علیه السلام. ۱۳۹۲٫ چاپ دوم. ص ۹۹

۱۰) همان. ص ۱۰۰

۱۱)همان. ص ۱۰۸

۱۲) همان. ص ۱۰۹

۱۳) جزوه مهدی یاوران بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود علیه السلام

۱۴) خبرنامه آینده روشن. ویژه ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت. شماره یازدهم. مرداد ۱۳۸۹٫ گفتگو با گودرزی. ص ۴۵

۱۵) الیزابت یونس. زمینه سازی برای ظهور. خبرنامه آینده روشن. ویژه ششمین همایش بین المللی دکترین مهدویت. شماره یازدهم. مرداد ۱۳۸۹٫

۱۶)حکیمی، محمد. گزیده ای از سخنان امام حسین علیه السلام. جلد۱٫ ۱۳۹۰٫ چاپ دوم. ص ۷۷

۱۷) قرائتی، محسن. زندگی مهدوی در سایه دعای عهد. بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود علیه السلام. ۱۳۹۲٫ چاپ دوم. ص ۹۵

۱۸) همان. ص ۱۱۲

۶ دیدگاه »

  1. ميرزاي قمي ۱۳۹۳/۰۳/۱۰ at ۱۰:۴۶ - پاسخ

    باتشکر از نویسنده مقاله
    و تشکر از مدیریت سایت
    جسارتا
    جای این مطلب زیبا که مشخصاً زمان زیادی هم صرف نگارش آن شده است در صفحه اصلی و در فضای مطالب اصلی سایت است.
    لطفا اگر امکان دارد به عنوان مطلب نخست نمایش داده شود.
    فکر نمیکنم منافاتی داشته باشد که مطالب کاربران اگر از سطح بالایی برخوردار بود در آنجا هم به نمایش در بیاید.

    • شماره 13 ۱۳۹۳/۰۳/۱۰ at ۱۴:۰۴ - پاسخ

      با تشکر از شما بابت جسارتتان!
      میبخشید دو زاری اینجانب اندکی کج است.
      مگر این مطلب در صفحه اول و در فضای مطالب اصلی نیست؟
      مطلب نخست هم که هست؟

      • میرزای قمی ۱۳۹۳/۰۳/۱۱ at ۰۰:۳۸ - پاسخ

        نه خیر عزیز دلم
        این مطلب اول است
        اما در قسمت مطالب کاربران

        • شماره 13 ۱۳۹۳/۰۳/۱۲ at ۰۸:۱۷ - پاسخ

          منظورت از مطالب اصلی کجاست؟
          مگر قسمت مطالب کاربران عیبش چیه؟

          • میرزای قمی ۱۳۹۳/۰۳/۱۲ at ۰۸:۵۰ -

            بنده اصطلاحات شما را بلد نیستم
            قسمت مطالب کاربران هم عیبی ندارد
            ولی سه نکته
            نکته اول
            منظورم از قسمت اصلی جایی است در سایت که الآن مطلب اولش متن سایت آقای ابراهیمی است
            نکته دوم
            وقتی یک مقاله به این بلندبالایی رو تو قسمت مطالب کاربران میزاری سطح انقدر بالا میبری که از این به بعد بقیه فکر کنن باید حتما یک مقاله منسجم در این قسمت بگذارند
            نکته سوم
            به نظرم این مقاله جای کار بیشتری را طلب میکه
            از همین جهت گفتم به عنوان مطلب اول سایت استفاده بشه

  2. ميرزاي قمي ۱۳۹۳/۰۳/۱۷ at ۱۳:۳۵ - پاسخ

    خداقوت
    انشالله نگارش این چنین مقالاتی در خصوص شهید چمران ادامه پیدا کند.
    این مقاله به درستی اشارات کاملی به ابعاد شخصیت شهید چمران داشت، گرچه به نظر میرسد همچنان برخی از ابعاد باقی مانده باشد.
    اما میتوان ادعا نمود کامل ترین کار تا به امروز بوده است.

فرستادن دیدگاه »

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.