«کنش ولایی» در برابر کنش عقلانی و کنش ارتباطی در تجربه «امام موسی صدر»

شماره 13 ۱۳۹۳/۱۰/۱۸ ۰
«کنش ولایی» در برابر کنش عقلانی و کنش ارتباطی در تجربه «امام موسی صدر»

بررسی یک پایان نامه

«کنش ولایی» در برابر کنش عقلانی و کنش ارتباطی در تجربه «امام موسی صدر»

دانشجو: مجتبی احمدیدانشگاه: امام صادق(ع)

امام موسی صدر را از این جهت انتخاب کردم که اولاً ویژگی مردمی بودن را داشت، دوماً توانسته بود بر سیاست گذاری در سطح کلان تاثیر گذار باشد و سوم اینکه، امام موسی صدر توانسته بود در یک جامعه ی متکثر، یک فعالیت فرهنگی همگرا را تعریف کند

06

امروزه بسیاری از دانشجویان جامعه شناسی، یکی از دغدغه های اصلی شان جهت تبیین و توصیف زیست جهان و واقعیت اجتماعی پیرامونشان، تولید مفاهیم مرتبط با بستر فرهنگی و اجتماعی شان می باشد. یکی از مفاهیم غنی ای که در این زمینه تولید شده است، مفهوم «کنش ولایی» می باشد که در یک پژوهش دانشجویی در مقابل کنش عقلانی و کنش ارتباطی مطرح شده است.جهت تشریح این مفهوم، مصاحبه ای را با مجتبی احمدی، مبدع این مفهوم انجام دادیم  که ایشان در پایان نامه اش با تاکید بر تجربه ی جماعت سازی امام موسی صدر به این مفهوم پرداخته است. در ادامه گفتگوی پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی با مجتبی احمدی که در مقطع کارشناسی ارشد فرهنگ و ارتباطات از دانشگاه امام صادق فارغ التحصیل شده و هم اکنون در اتحادیه ی بین المللی امت واحده مشغول به فعالیت است را از نظر می گذرانید:

س: عنوان دقیق پایان نامه شما چیست؟

موضوع پایان نامه ام در مورد سیره ی اجتماعی امام موسی صدر بود و عنوان تحقیقم که مورد تصویب قرار گرفت عبارت بود از، «جایگاه و کارکردهای جماعت اسلامی در نظام اجتماعی اسلام؛ بررسی و تبیین تجربه جماعت سازی امام موسی صدر در لبنان».

س: چرا به سراغ این موضوع و امام موسی صدر رفتید؟

روح و غایت یک حکومت دینی و حتی رسالت انبیا نیز بر این باور است که نهایتا مردم قیام کنند.

دغدغه ای که من در رابطه با مباحث سیاست گذاری فرهنگی داشتم، ناظر بر مسائل حوزه ی خرد بود و هر چند سیاست گذاری ها چه در حوزه ی عمومی و چه سیاست گذاری فرهنگی به نوعی به دولت ها پیوند خورده اند و دولت ها متولی آن هستند، اما دغدغه ی من بر اساس این نگاه است که در نهایت مردم در صحنه حضور یابند. در واقع، در اینجا نگاهی که ما به مردم داریم یک نگاه حاشیه ای و یک نگاه فرعی نیست، بلکه معتقدیم روح و غایت یک حکومت دینی و حتی رسالت انبیا نیز بر این باور است که نهایتا مردم قیام کنند. مسئله  ذهنی که همیشه با آن درگیر بودم و به آن معتقدم این است که آن اتفاقی که نهایتا باید بیافتد، باید در سطح خرد و در سطوحی مردمی باشد تا ما صحبت از آن کنیم که یک تجربه ی موفق فرهنگی به دست آورده ایم. بنابراین به دنبال این بودم تا تجربه هایی که در این سطح و حوزه وجود دارد را به عنوان تجربه هایی که توانسته است از درون فعالیت های مردمی، حرکت های منسجم و منظم فرهنگی را طراحی کنند (که حتی بر حوزه های کلان نیز تاثیرگذار بوده است)، مورد مطالعه قرار دهم.

کِیس (مورد) امام موسی صدر را از این جهت انتخاب کردم که اولاً ویژگی مردمی بودن را داشت، دوماً توانسته بود بر سیاست گذاری در سطح کلان تاثیر گذار باشد و سوم اینکه، امام موسی صدر توانسته بود در یک جامعه ی متکثر، یک فعالیت فرهنگی همگرا را تعریف کند. بُعد متکثر بودن جامعه لبنان، ضرورت سوم انتخاب امام موسی صدر به عنوان اینکه بتواند الگوی موفقی برای انجام چنین فعالیت های فرهنگی و اجتماعی باشد را در من به وجود آورد. در واقع این بعد سوم از این جهت که، جامعه ی ما نیز از حالت یک دستی دهه ی اول انقلاب خارج شده است و فضای متکثر را تجربه می کند، برای من حائز اهمیت بود و بر ما لازم است تا بر اساس قواعد یک جامعه ی متکثر بتوانیم همگرایی ایجاد کنیم و این امر بسیار سخت تر از اوایل انقلاب است.

نهایتا اینکه بر اساس این سه ضرورت به این نتیجه رسیدم که تجربه ی  امام موسی صدر می تواند زمینه ای را فراهم کند تا بتوانیم نظریه ای را از دل آن استخراج کنیم که بتواند پاسخگوی مشکلات جامعه ی امروز ما باشد.

س: در رابطه با سه ضرروتی که برای پرداختن به تجربه ی جماعت سازی امام موسی صدر بیان کردید،  این سه ضرورت را در بین چه کسان دیگری می توان پیدا کرد که همانند امام موسی صدر تجربه ی جماعت سازی داشته باشند؟

در رابطه با ضرورت سوم که مربوط به جامعه ی متکثر باشد، می توان به پ کشورهایی مثل پاکستان و نیجریه و … اشاره کرد ولی  ولی به شدت لبنان متکثر نیستد و یا حداقل می توان گفت تجربه هایی که وجود دارند، کمتر در فضای متکثر بروز پیدا کرده اند. برای مثال تجربه شیخ زاک زاکی در نیجریه یا تجربه ی جماعت سازی در پاکستان یا تجربه ی اخوان المسلمین در دوره ی امام حسن البنّا که کمتر در جامعه ی متکثر قرار گرفته بودند. اما در تجربه ی امام موسی صدر، این تکثر خیلی پر رنگ بود. با این حال به نظر می رسد کسان دیگری وجود داشته باشند که در جامعه ی متکثر فعالیتی همچون امام موسی صدر دارند و معتقدم یکی از رویکردهای که در پایان نامه نویسی باید دنبال شود، توجه به تجربه های موفق جماعت سازی در جهان اسلام اعم از جهان اهل سنت و جهان تشیع است که در طول صد سال گذشته، در سطح خرد و سطوح میانی اتفاق افتاده است و بر سطح کلان تاثیر گذار بوده است و با تحقیق بر روی چنین تجربه هایی شاید بتوان یک نظریه ی اجتماعی برای جهان اسلام ارائه داد.

س: به طور خیلی خلاصه، چکیده ی تحقیق تان را بیان بفرمایید.

کنش ولایی قابلیت تفسیر و توصیف رفتار ما مسلمانان و ما شیعیان را می تواند داشته باشد

مسئله ی اصلی من این بود که تجربه ی اجتماعی امام موسی صدر با زوایه دید جماعت سازی، می تواند برای جامعه تولید سرمایه ی اجتماعی به همراه داشته باشد. پایان نامه ی من در پنج فصل تنظیم شده است و طبق همان سیاق پایان نامه نویسی، فصل اول کلیات می باشد، فصل دوم ادبیات و چارچوب نظری است که ما در پایان نامه استفاده کردیم، فصل سوم روش می باشد که به صورت داده بنیاد بود و با تکنیک تحلیل ثانویه بر روی مصاحبه هایی  انجام شد که توسط موسسه تحقیقاتی امام موسی صدر جمع آوری شده بودند. فصل چهارم هم به نوعی تحلیل داده ها بود و در فصل پنجم، ما به یک مفهوم مادر به نام کنش ولایی رسیدیم. بدین ترتیب که با طبقه بندی سیصد و اندی از کد های باز به ۱۳ مقوله رسیدیم و با تقلیل آنها به پنج شاخص که عبارت اند از؛ ۱- دعوت و هدایت اجتماعی، ۲- تعاون و تعلق اجتماعی، ۳- سرپرستی و زعامت اجتماعی، ۴- تفاهم و وفاق اجتماعی و ۵- رشد و تکامل اجتماعی رسیدیم و در نهایت این پنج شاخص را به یک شاخص نهایی یا مادر تبدیل کردیم که عبارت است از کنش ولایی و معتقد هستیم که این کنش قابلیت تفسیر و توصیف رفتار ما مسلمانان و ما شیعیان را می تواند داشته باشد. با این وجود هر چند در حال حاضر شرایط جامعه ی ما با آموزه های اسلامی فاصله ی بسیار زیادی را دارد، ولی می تواند  این کنش ولایی در ساخت اجتماعی جامعه ما وارد شود و ساخت اجتماعی جامعه ی ما را به یک ساخت ایمانی تبدیل کند و ما بتوانیم روابط ایمانی را در سطوح خرد ایجاد کنیم.

س: لطفاً به طور خیلی خلاصه بفرمایید که این تحقیق چه دستاوردی از لحاظ نظری و علمی می تواند برای علوم اجتماعی و جامعه داشته باشد؟ 

از حیث راهبردی این پایان نامه می تواند سازمان دهی های مردمی، برای یک دولت یا یک حکومت، سرمایه ی اجتماعی تولید کند.

در واقع این پایان نامه می تواند هم جنبه ی بنیادین و هم جنبه ی راهبردی و هم جنبه ی توسعه ای و هم جنبه ی کاربردی داشته باشد. از حیث بنیادین که بخواهد دانشی به دانش های موجود اضافه کند، ادعای ما این است که این پایان نامه به مفهومی به نام «کنش ولایی» رسیده است که الگویی برای تحلیل رفتار جوامع اسلامی و به طور مشخص، کنش های جمعی مسلمانان و به طور خاص جهان تشیع می باشد. از حیث راهبردی نگاه ما این بود که این پایان نامه می تواند مردم را درگیر کند و به نوعی با سازمان دهی های مردمی، برای یک دولت یا یک حکومت، سرمایه ی اجتماعی تولید کند. از حیث کاربردی هم می توان گفت، به دلیل اینکه روش ما داده بنیاد بود و به نوعی از استقراء یا از جزء به کل می رفت، بسیاری از تاکتیک ها و تکنیک هایی که امام موسی صدر در خیلی از حوزه های کاری اش استفاده کرده است، در این پایان نامه لحاظ شده است. به عنوان مثال از اینکه امام موسی صدر برای دعوت و جذب جوانان به برنامه های فرهنگی خودش از چه مدل هایی استفاده می کرده است، در این پایان نامه موجود است و ما با در کنار هم گذاشتن همه ی این تاکتیک ها و روش، توانسته ایم یک نظم و نسق به مدل کاری امام موسی صدر بدهیم و نهایتا در قالب یک مفهوم مادر به نام کنش ولایی آن را تعریف کنیم.

س: اینکه فرمودید کنش ولایی یک مفهوم جدید برای عالم علم است، آیا به نظر شما این مفهوم  همانند مفهوم کنش معطوف به ارزش وبر نیست؟ یا مثلا ترکیبی از کنش عاطفی، کنش سنتی و کنش معطوف به ارزش نیست که وبر مطرح می کند؟

کنش ولایی بر عقلانیتی است که ریشه در نگاه توحیدی دارد

به اعتقاد من، از آنجا که این کنش در چارچوب متفاوت دیگری فهم می شود، متفاوت است. مثلا شما در کنش ولایی مفهومی به نام همدلی، مفهومی به نام برادری، مفهومی به نام وحدت را دارید که آن را از کنش عاطفی متمایز می کند. مثلا هر چند مفهوم وحدت از یک طرف عاطفی است، اما از طرف دیگر مبتنی بر یک عقلانیتی است که ریشه در نگاه توحیدی دارد و اگر کسی این نگاه توحیدی را نداشته باشد، این کنش را در یک سطح نازلی رقم می خورد ولی اگر نگاه توحیدی را داشته باشد، کنش وی تبدیل به یک کنش عقلانی می شود که آگاهانه شکل می گیرد. با این وجود به نظرم این ادعا باید بیشتر مورد مداقه قرار بگیرد یا نقد شود، ولی از حیث دایره های رفتاری این کنش می تواند حوزه هایی مثل اقتصاد، فرهنگ، سیاست و اجتماع را در برگیرد و ما می توانیم بگوییم در حوزه ی اقتصادی، کنش ولایی، چه معنایی دارد، یا در حوزه ی سیاست می توانیم بگوییم که کنش ولایی می تواند، خصومت، خشونت و تخاصم را کاهش دهد، چرا که یکی از عناصر اصلی این کنش مبتنی بر وفاق و همگرایی است. یا در حوزه ی فرهنگ علی رغم آنکه وضعیت متکثری وجود دارد، این کنش می تواند همگرایی را در بین گروه های مختلف به وجود آورد.

س: چطور با نمونه های تحقیق تان مواجه شدید؟

واقعیت امر این بود که، وقتی ما مطالعات مان درباره ی امام موسی صدر را شروع کردیم، به داده هایی برخوردیم که آن داده ها توانستند مدخلی برای فهم ما از تجربه ی امام موسی صدر باشند. این داده ها در واقع توسط موسسه ی تحقیقاتی امام موسی صدر جمع آوری شده است و این موسسه تلاش کرده است تا از زاویه های مختلف با افراد مختلفی که با امام موسی صدر درگیر بودند (از راننده ی تاکسی امام موسی صدر تا خواهر وی و تمام کسانی که با امام موسی صدر برخورد داشتند) مصاحبه هایی صورت داده است و ما با استفاده از این مصاحبه ها و روش تحلیل ثانویه و کدگذاری های باز، سعی کردیم تا به هدف خودمان مبنی بر ارائه یک الگوی جماعت سازی از امام موسی صدر دست پیدا کنیم.

هر چند کار سختی بود، چرا که مصاحبه ها توسط من انجام نشده بود و از زوایه ی دید جماعت سازی به تجربه ی امام موسی صدر نگریسته نشده بود، ولی نهایتا به این نتیجه رسیدیم که با همین داده های موجود هم می توان هدف این تحقیق را محقق کرد.

س:اگر کسی بخواهد تحقیق شما را ادامه دهد یا از زاویه ای دیگر به این مسئله بپردازد چه موضوعاتی را پیشنهاد می‌کنید؟

به نظرم با این مفهوم کنش ولایی و حوزه های مفهومی که برای این مفهوم در پایان نامه طراحی شده است، بهتر است، محقق بعدی از کل به جزء برسد. یعنی اگر ما برای رسیدن به کنش ولایی و حوزه های مفهومی که برای آن درسته شده است از جزء به کل این مسیر را طی کردیم، نفر بعد می تواند از کل به جزء حرکت کند و تجربه های دیگری  همچون تجربه ی امام موسی صدر را توصیف کند که می تواند این تجربه ها در داخل جامعه ی ایران انجام شده باشد و یا در گستره ی جهان اسلام قرار داشته باشد. اگر دیدیم که با این الگو و با این دید می توان، تجربه های مختلف را تحلیل کرد و به نتیجه رسید، می توان گفت تاییدی دوباره ای بر مفهوم کنش ولایی است که قابلیت تبیین و تفسیر رفتار ما مسلمانان و ما شیعیان را دارد.

س: سوالی که مطرح می شود این است که در صورتی که این کنش را تیپ آرمانی بدانیم، چگونه می توان بر اساس این کنش بتوان رفتارهای جامعه ی امروز را توصیف کرد؟

منظور من از رفتارهای جامعه رفتارهایی همانند تجربه ی امام موسی صدر می باشد. مثلا شما می توانید تجربه ی افراد مختلفی مثل آقای انجوی نژاد در شیراز یا تجربه ی مسجد صفای نظام آباد تهران یا تجربه ی آقای موسوی در اهواز  … را با تجربه ی امام موسی صدر مورد مقایسه قرار دهیم و بعد کنش ولایی را شاخص قرار دهیم و بررسی کنیم که تا چه حد رفتارها و تجربیات این افراد به تجربه ی امام موسی صدر و یا از حیث برخورداری از همه جنبه های مختلف کنش ولایی نزدیک می باشد. مثلاً یکی از محورهای کنش ولایی جماعت سازی است. باید دید فرد x آیا توانسته است به جماعت سازی برسد یا هنوز در مرحله سازماندهی اجتماعی قرار دارد.

چراکه ادعای ما این است که کنش ولایی می تواند یک ساخت اجتماعی مبتنی بر ایمان را به وجود بیاورد و ۸۰ درصد از زندگی فرد (اشتغال، تحصیل، فراغت، تفریح، اموزش و…) در این ساخت اجتماعی و جماعت قرار دارد. این ساختار می تواند اتفاق بیافتد، ولی اگر می بینیم که هنوز ساختارهایی را ایجاد کرده ایم که ۱۰ یا ۲۰ درصد از اعضای جماعت با آن درگیر هستند، باید گفت این ساختار اجتماعی ایمانی کاملی نیست و هنوز با آن حالت ایده آلش فاصله ی بسیار زیادی را دارد. من توصیه می کنم تا با این رویکرد تجربه های شبیه به تجربه ی امام موسی صدر مطالعه شود، تا ببینیم جماعات حداقلی هستند یا آنکه حداکثری می باشند و توانسته اند به نهایت جماعت برسند.

س: با این تعریف می توان گفت امام موسی صدر در راس کنش ولایی قرار دارد

بله، می توانیم بگوییم که تجربه ی امام موسی صدر جزء موفق ترین تجربه های کنش ولایی می باشد. البته ممکن است پرسیده شود که چرا انقلاب اسلامی و امام خمینی با این نگاه دیده نشده است؟ من معتقدم تجربه ی انقلاب اسلامی از حیث اجتماعی به عمیقی تجربه ی امام موسی صدر نیست ولی از حیث سیاسی بسیار عمیق تر از آن است. یعنی لازم است تا  بین ساحت سیاسی و ساحت اجتماعی انقلاب اسلامی تفکیک ایجاد کنیم. ما در حوزه ی اجتماعی انقلاب اسلامی تجربه ی موفقی نداریم و اگر وجود داشته باشد بسیار کم است و نیاز داریم که چنین مدل هایی پیاده شود تا ساحت اجتماعی انقلاب اسلامی به اندازه ی ساحت سیاسی انقلاب اسلامی رشد یابد.

س: به اعتقاد شما چطور می توان این مدل و کنش ولایی در جامعه را پیاده  کرد؟

کنش ولایی با عقلانیت توحیدی شروع می شود

این امر در پرتو نگاه توحیدی است که در صحبت های قبلی ام عرض کردم. کسی که بخواهد، کنش ولایی داشته باشد باید نگاه توحیدی داشته باشد. در این نگاه، انسان در اوج اخلاق و در اوج قدرت برای مقابله با زشتی ها قرار می گیرد. به عبارتی دیگر، نگاه توحیدی یک نوع دلالت های تربیتی و دلالت های رفتاری دارد که کاملا شما را به مرزهای تغییر نزدیک می کند. بنابراین وقتی می گویید، توحید یعنی خدا هست و دیگر هیچ نیست، به این معنا است که صحبت از تغییر می کنید و در هر ساحت اجتماعی که خدا نیست باید تغییر ایجاد شود. به اعتقاد من کنش ولایی از اینجا شروع می شود که ما به عقلانیت توحیدی برسیم و در این نوع از عقلانیت رابطه ی من و دیگری نه یک رابطه ی استثماری، بلکه یک رابطه ی کاملا بر عکس است. یعنی من سعی می کنم دیگری رشد و توسعه یابد و خودم را مسئول پیشرفت او می دانم. به عبارتی این عقلانیت به شدت انسان محور، آگاهی محور و به نوعی کاملاً ضد ساختار است و می خواهد ساختارهایی که این آگاهی را از انسان ها گرفته اند، مجبور به تغییر کند.

به اعتقاد من، هرچند ساختارهای ما سیکل غفلت و جهالت را ایجاد می کنند، ولی با توجه به تجربه های موفقی که در طول تاریخ شکل گرفته است و آموزه هایی که وجود دارد، می توان انسان را نسبت به فقر وجودی خودش آگاه کرد و ما اگر سیستم تربیتی مان را بر مبنای عقلانیت توحیدی قرار دهیم و به سمت پروسه ی بیداری، آگاهی و پروسه ی نگاه مثبت به انسان حرکت کنیم، می توان گفت انسان های  بسیاری که قابلیت رهبری را دارند و به شاخص های کنش ولایی نزدیک هستند، تربیت شوند. چرا که اعتقاد ما این است که زمانی که فطرت انسان بیدار شد، تا آخر عمر می تواند او را پیش ببرد.

س: یعنی اگر هابرماس معتقد است که برای آنکه کنش عقلانیت معطوف به هدف که مبتنی بر هزینه  و فایده است به کنش ارتباطی که بر مبنای گفتگو و تفاهم شکل می گیرد، تغییر یابد، شما معتقد هستید که جهت آنکه کنش ولایی صورت پذیرد باید فطرت انسان ها بیدار شود.

احمدی: بله، دقیقا.

س: تصویب پایان نامه شما با چه مشکلاتی روبرو بود؟ آیا دانشکده به سادگی با موضوع شما موافقت نمود؟ برای ما بگویید که روند تصویب موضوع تا دفاع از پایان نامه چگونه پیش رفت.

باید عرض کنم به دلیل اینکه یک همدلی خاصی با موضوع بنده در دانشکده وجود داشت، مشکل خاصی در تصویب موضوع پایان نامه به وجود نیامد، و حتی تایید و شوقی در دانشکده برای انتخاب این موضوع وجود داشت، اصل موضوع پایان نامه نیز که تاکید بر جماعت سازی امام موسی صدر بود، مورد تایید فراوان قرار گرفت. چرا که، هم جنبه ی ارتباطات میان فرهنگی می توانست داشته باشد، هم جنبه ی سیاست گذاری و مدیریت فرهنگی را دارا بود. علاوه بر این، مباحث تربیت و هویت و … می توانستند در ذیل پژوهش من مورد بررسی قرار گیرند، به همین خاطر برای تصویب و دفاع از پایان نامه مشکلی وجود نداشت و توانستم نمره ی کامل را دریافت نمایم.

س: به عنوان آخرین سوال؛ با توجه به اینکه تحقیق شما به نوعی تولید علم بومی یا علوم اسلامی محسوب می شود، به نظر شما چطور میشه ریشه های بومی سازی یا اسلامی کردن علوم رو پی ریخت؟

برای بومی کردن دانش، نیازمند گفت وگوهای همدلانه هستیم

من معتقدم ما در بحث علوم اسلامی ایرانی یا بومی کردن دانش، نیازمند گفت وگوهای همدلانه است. یعنی به نظرم این شکاف ها و فاصله ها، خیلی اصیل نیست.  نه علوم اجتماعی انقدر از مبانی ما دور است. هر چند ممکن است برخی بگویند، این فاصله ها دور است، ولی به اعتقاد من، خوانش ما، خوانش همدلانه نبوده است. مثلا حتی وقتی آثار مارکس را مطالعه می کنید، شاید بیشترین تعارض ما با اندیشه های او در دو مورد اصلی خلاصه شود. ۱- ضدیت مارکس با دین. ۲- ماتریالیسم تاریخی مارکس. اما وقتی با نگاه همدلانه به آثار وی مراجعه می کنید، می بینید که این ها در زمانه ی خودش حرف های درستی است که برای جلوگیری از خرافات و استثمار و بهره کشی زده شده است. مثلا حتی شهید مطهری نیز معتقد بود که مالکیت ماشین نباید خصوصی باشد، هر چند این حرف سانسور شد. یعنی من معتقدم رویکرد انقلاب اسلامی به جهان جدید، بسیار می تواند با بسیاری از مکاتب انتقادی و برخی از جریان های علوم انسانی، برخورد همدلانه داشته باشد.

من معتقدم در تولید علوم اجتماعی اسلامی نیاز نیست که جبهه بندی داشته باشیم، بلکه لازم است تا جبهه بندی ها را به حداقل برسانیم و  برای اینکار لازم است تا بتوانیم گفت و گوهای همدلانه داشته باشیم.

 

برگرفته از پایگاه اینترنتی علوم اجتماعی اسلامی ایرانی، زمان انتشار:  ۱۳۹۳/۰۸/۵

فرستادن دیدگاه »

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.